
واژه ها که ته بکشند... از صبح های تکراری که خستهبشی به شبهای بیهوده و بیخود که برسی...جای خالی و نبودن هارو که بفهمی که چقدر خسته از هوای ابری .بعد تا افتاب می زنهدوباره ارزو کنی هوا ابری بشه.باز ابر بشه وتو باز بگی لعنت به این هوا... از حرف زدن که خسته بشی و سکوت رو به همه چیز ترجیح بدی ... از همه ی رنگها که خسته بشی و وقتی بگن تو واقعا چه رنگی رو دوست داری و تو تویذهنت دنبال یک رنگ خاص بگردی و نباشه...وقتی داشتن و نداشتن برات فرقی نکنه ...وقتی برات مهم نباشه شبه یا روزه ...اره اون وقته خیلی ها می گن دلت گرفته ...یه چیزی شبیه دلتنگی ...خودت نمی دونی چته ...از حرف زدن بقیه خسته می شی .دلت می خواد نعره بکشی از ته دل ... دلت می خواد توی سرما بلرزی و هوای سرد رو بفرستی توی ریه هات...دلت می...
ادامه مطلب
صورتي دلتنگتم حداقل كاري كن ببينمت دلم ...
ادامه مطلب
وقتی کسی برات مهم نباشه وقتی ببینی همه چی رو و سکوت کنی وقتی همه امیدشون به تو باشه و تو کاری نتونی بکنی وقتی یکی ازت انتظار محبت داره و تو فقط با سکوتت فقط نگاش کنی وقتی شب و روزت یکی شه وقتی گناه سراسر وجودتو فرا گرفته انوقت میفهمی چقدر اضافه ای تو ای دنیا وقتی نتونی حتی بری و رها کنی زندگی رو ! ایا واقعا تمام شده ام ؟ صورتی دوستت دارم ...
ادامه مطلب