خرید بک لینک

لبم بی تابانه بهانه ی کسی را میکند که بار سفر بسته و رفته است.

رفته و چقدر زود از یاد برده که

نگاهی بی صبرانه منتظر نگاه های اوست

که چقدر آغوشی تشنه ی بغل های اوست

و این قلب دیوانه ی من باید رنج بکشد و

صبوری کند.

تا از یاد ببرد صاحبش را.

تا عشقی که سراسر وجودش را به لرزه می انداخت را فراموش کند.

و فراموش کند که روزی کسی بود

که برایش زندگی بود.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۶ساعت 4:9 توسط غریبه |

برچسب: نویسنده: ایلیا ایمانی تاريخ: يکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت: 14:34

صفحه بندی